غم زندگی را همه عمر بیهوده خوردیم
سرانجام یک روز ما هم نمردیم و مردیم!
همه عمر در گوشهی خود نشستیم و تنها
فقط آرزوها و غمهای خود را شمردیم
سیاه و سفیدیم ما دوستان ما همینیم
اگر ترک و تاجیک، لر یا عرب یا که کردیم
نشستیم در معرض بادها و چه آسان
به هر کوچک کوچک کوچکی دل سپردیم
به جز خویش آیا به جز خویش آیا کسی را
در آغوش تبدار هر لحظهی خود فشردیم؟
غبار است و میدان و پایان بازی، وَ این ما
که با قیمت مرگ هم زندگی را نبردیم
برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی با چشمان بسته,زندگی در آمریکا,زندگی شعر,زندگینامه کوسم سلطان,
نویسنده: آبتین رستمیان